گروه فرهنگی صابرنیوز:«گل سنگ» از آن دسته سریالهایی است که در آغاز تلاش میکند مخاطب را با شخصیتها و روابطشان همراه کند، اما هرچه پیش میرود، بیش از آنکه به سمت پیشرفت داستان حرکت کند، در چرخهای از تکرار گرفتار میشود. بسیاری از اتفاقات نه نتیجه طبیعی روند روایت، بلکه ابزاری برای طولانیتر شدن سریال به نظر میرسند.
بزرگترین ضعف سریال، نبود تعادل میان اتفاقات و واکنشهاست. شخصیتها بارها درباره مشکلات حرف میزنند، اما کمتر شاهد اقدام یا تغییری واقعی در مسیر زندگی آنها هستیم. همین مسئله باعث میشود روایت از پویایی لازم فاصله بگیرد و درجا بزند.
مشکل اصلی زمانی پررنگتر میشود که شخصیت اصلی، به جای آنکه محور روایت باشد، قربانی روند کشدار داستان میشود. تصمیمها و رفتارهای او بیش از آنکه در خدمت شخصیتپردازی باشند، تابع نیاز سریال به ادامه یافتن هستند. در نتیجه مخاطب بهتدریج ارتباط خود را با شخصیت از دست میدهد و انگیزهای برای دنبال کردن سرنوشت او پیدا نمیکند.
از سوی دیگر، برخی شخصیتها ظرفیت تبدیل شدن به چهرههایی تأثیرگذار را دارند، اما پرداخت سطحی و پراکنده مانع از شکوفایی آنها میشود. مخاطب احساس میکند که نویسندگان به جای توسعه شخصیتها، تنها آنها را از یک موقعیت به موقعیت دیگر منتقل میکنند.
در نهایت، «گل سنگ» بیش از آنکه به دلیل داستان قدرتمندش در ذهن بماند، به خاطر طولانی شدن بیدلیل روایت و تکرار مداوم موقعیتها شناخته میشود؛ سریالی که در مسیر خود از روایت به تکرار رسیده و قصه را فدای ادامهدار بودن کرده است.






ارسال به دوستان
ارسال با پیامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طریق لاین