صابر نیوز- گروه فرهنگی: حضور چهرههایی نظیر «محمود نبویان» در برنامههای صداوسیما و طرح موضوعاتی که به اسناد دارای طبقهبندی امنیتی ارجاع داده میشود، نشاندهنده یک تغییر ریل خطرناک در صداوسیماست. وقتی رسانه ملی تریبون خود را در اختیار فردی قرار میدهد که با اتکا به نامههای محرمانه، روایتی یکسویه از پروندههای کلان ملی ارائه میدهد، پرسش این است که این تریبون چگونه به ابزاری برای پیشبرد اهداف جریانیِ نزدیک به سعید جلیلی تبدیل شده است؟
در این میان، نقش «پیمان جبلی»، رئیس سازمان صداوسیما، بیش از هر زمان دیگری زیر سوال است. این پرسش جدی در افکار عمومی شکل گرفته که آیا جبلی بر آنچه در زیرمجموعهاش میگذرد، تسلط دارد؟ آیا او از ماهیتِ برنامههایی که تحت عنوان «افشاگری» مرزهای امنیتی و حرفهای را جابهجا میکنند مطلع است و اجازه آن را صادر کرده، یا اینکه در اتاقهای فکرِ پشتصحنه، جریاناتی نفوذ کردهاند که سازمان را از کنترلِ عالیِ او خارج کردهاند؟ اگر جبلی آگاه است، مسئولیت مستقیمِ این رانتِ اطلاعاتی و رادیکالیسمِ رسانهای با اوست؛ و اگر بیخبر است، باید نسبت به «فقدان مدیریت» در سازمان تحت امرش پاسخگو باشد.
بهموازاتِ این رفتارهای عامدانه، ماجرای «حذف سهوی» بخشی از پیام مکتوب مقام معظم رهبری، این پازلِ ناکارآمدی را تکمیل میکند. این دوگانگی رفتاری نشاندهنده یک بحران ساختاری عمیق است؛ چگونه رسانهای که در افشای اسنادِ محرمانه تا این حد «دقیق و پرکار» عمل میکند، در بازتابِ رسمیترین پیامهای نظام دچار «خطای سهوی» میشود؟ این پارادوکس، مدیریتی را به تصویر میکشد که یا دچارِ سردرگمی است و یا بهجای تمرکز بر رسالتهای اصلی، درگیر بازیهای جناحی شده است.
نقدِ بنیادین به عملکردِ جلیلی و جریانِ حامی او این است که آنها با جایگزین کردنِ «گفتمان اقناعی» با «افشاگریهایِ امنیتی»، فضای سیاسی را به سمت رادیکالیسم بردهاند. اما در این میان، مقصر اصلی، نهادی است که اجازه میدهد این اتفاق بیفتد. جبلی در جایگاه ریاست، نمیتواند همزمان هم مدعیِ تحول و اصلاح باشد و هم تماشاگرِ تخریبِ اعتماد عمومی توسطِ افراطیونِ تریبوندار.
در نهایت، آنچه صداوسیما «خطای سهوی» مینامد، خروجیِ طبیعیِ ساختاری است که اولویتش نه امانتداری، بلکه مهندسیِ افکار عمومی برای جریانهای خاص در زمانی است که کشور در یکی از پیچ های حساس قرار دارد و وفاق و همدلی در دستور کار و اولویت حکمرانان قرار دارد. وقتی اولویت مدیریت رسانه از «حقیقت» به «مصلحتِ جناحی» تغییر کند، نهتنها اسناد محرمانه به ابزار فشار تبدیل میشوند، بلکه پیامهای رسمی نیز در گیرودارِ سوءمدیریت و بازیهای پشتصحنه، دچار سانسور میشوند. اگر پیمان جبلی نمیتواند یا نمیخواهد جلوی این روند را بگیرد، عملاً نشان داده است که سکانِ رسانه ملی از دستش خارج شده و این سازمان بیش از هر زمان دیگری، به ابزاری برای تسویه حسابهای سیاسی تبدیل شده است.
در این میان، نقش «پیمان جبلی»، رئیس سازمان صداوسیما، بیش از هر زمان دیگری زیر سوال است. این پرسش جدی در افکار عمومی شکل گرفته که آیا جبلی بر آنچه در زیرمجموعهاش میگذرد، تسلط دارد؟ آیا او از ماهیتِ برنامههایی که تحت عنوان «افشاگری» مرزهای امنیتی و حرفهای را جابهجا میکنند مطلع است و اجازه آن را صادر کرده، یا اینکه در اتاقهای فکرِ پشتصحنه، جریاناتی نفوذ کردهاند که سازمان را از کنترلِ عالیِ او خارج کردهاند؟ اگر جبلی آگاه است، مسئولیت مستقیمِ این رانتِ اطلاعاتی و رادیکالیسمِ رسانهای با اوست؛ و اگر بیخبر است، باید نسبت به «فقدان مدیریت» در سازمان تحت امرش پاسخگو باشد.
بهموازاتِ این رفتارهای عامدانه، ماجرای «حذف سهوی» بخشی از پیام مکتوب مقام معظم رهبری، این پازلِ ناکارآمدی را تکمیل میکند. این دوگانگی رفتاری نشاندهنده یک بحران ساختاری عمیق است؛ چگونه رسانهای که در افشای اسنادِ محرمانه تا این حد «دقیق و پرکار» عمل میکند، در بازتابِ رسمیترین پیامهای نظام دچار «خطای سهوی» میشود؟ این پارادوکس، مدیریتی را به تصویر میکشد که یا دچارِ سردرگمی است و یا بهجای تمرکز بر رسالتهای اصلی، درگیر بازیهای جناحی شده است.
نقدِ بنیادین به عملکردِ جلیلی و جریانِ حامی او این است که آنها با جایگزین کردنِ «گفتمان اقناعی» با «افشاگریهایِ امنیتی»، فضای سیاسی را به سمت رادیکالیسم بردهاند. اما در این میان، مقصر اصلی، نهادی است که اجازه میدهد این اتفاق بیفتد. جبلی در جایگاه ریاست، نمیتواند همزمان هم مدعیِ تحول و اصلاح باشد و هم تماشاگرِ تخریبِ اعتماد عمومی توسطِ افراطیونِ تریبوندار.
در نهایت، آنچه صداوسیما «خطای سهوی» مینامد، خروجیِ طبیعیِ ساختاری است که اولویتش نه امانتداری، بلکه مهندسیِ افکار عمومی برای جریانهای خاص در زمانی است که کشور در یکی از پیچ های حساس قرار دارد و وفاق و همدلی در دستور کار و اولویت حکمرانان قرار دارد. وقتی اولویت مدیریت رسانه از «حقیقت» به «مصلحتِ جناحی» تغییر کند، نهتنها اسناد محرمانه به ابزار فشار تبدیل میشوند، بلکه پیامهای رسمی نیز در گیرودارِ سوءمدیریت و بازیهای پشتصحنه، دچار سانسور میشوند. اگر پیمان جبلی نمیتواند یا نمیخواهد جلوی این روند را بگیرد، عملاً نشان داده است که سکانِ رسانه ملی از دستش خارج شده و این سازمان بیش از هر زمان دیگری، به ابزاری برای تسویه حسابهای سیاسی تبدیل شده است.














